
معرفی مختصر داروین
چارلز داروین (Charles Darwin) یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ زیستشناسی بود که نظریهی معروف تکامل از راه انتخاب طبیعی را مطرح کرد. او در سال ۱۸۰۹ در انگلستان به دنیا آمد و با سفر معروفش با کشتی بیگل (HMS Beagle) به نقاط مختلف جهان، بهویژه جزایر گالاپاگوس، الهام گرفت تا نظریهی خود را شکل دهد.
او نظریهی تکامل رو مطرح کرد که بر اساس آن، همهٔ گونههای جانداران دارای نیای مشترک هستند، یعنی هر جانداری در زمین یک نیای مشترک دارد.
با پیشرفت علم و تکنولوژی نظریهی تکامل (فرگشت) اثبات شده و DNA انسانها و شامپانزهها 99٪ به یکدیگر شباهت دارد و این خود مهر تاییدیست بر روی نظریهی تکامل!
داروین مشاهده کرد که گونههای مختلف جانوری با محیط زندگیشان سازگارند و ویژگیهای مفید به نسلهای بعد منتقل میشود. این ایده در زمان خودش بسیار انقلابی بود، چون با باورهای دینی و علمی آن دوران تفاوت زیادی داشت.

داروین ژنتیک نمیدانست!
بله، داروین ژنتیک نخونده بود و توی زمان خودش درکی از ژن و DNA وجود نداشت. در آن زمان (قرن نوزدهم) هیچکس از وجود مولکول DNA یا سازوکار دقیق وراثت آگاهی نداشت. نظریهی ژنتیک بعدها با کارهای گرگور مندل و کشف DNA توسط واتسون و کریک در قرن بیستم تکمیل شد. با این حال، مشاهدات دقیق و استدلالهای داروین پایهی زیستشناسی نوین را شکل داد.
داروین میخواست کشیش شود!
چارلز داروین در جوانی هیچ برنامهای برای دانشمند شدن نداشت! در واقع، پدرش که پزشک بود، از او میخواست راه خودش را ادامه دهد، اما داروین علاقهای به پزشکی نداشت — چون از دیدن خون و جراحی وحشت میکرد.
بعد از مدتی، خانواده تصمیم گرفتند او را به دانشگاه کمبریج بفرستند تا کشیش شود. در آن زمان، کشیش بودن در انگلستان شغلی محترم و آرام محسوب میشد و با روحیهی آرام و طبیعتدوست داروین هم تا حدی سازگار بود.
بعد از مدتی، خانواده تصمیم گرفتند او را به دانشگاه کمبریج بفرستند تا کشیش شود. در آن زمان، کشیش بودن در انگلستان شغلی محترم و آرام محسوب میشد و با روحیهی آرام و طبیعتدوست داروین هم تا حدی سازگار بود.
بعد از مدتی، خانواده تصمیم گرفتند او را به دانشگاه کمبریج بفرستند تا کشیش شود. در آن زمان، کشیش بودن در انگلستان شغلی محترم و آرام محسوب میشد و با روحیهی آرام و طبیعتدوست داروین هم تا حدی سازگار بود.
در دانشگاه، داروین به جای تمرکز بر درسهای مذهبی، به علوم طبیعی و جمعآوری گیاهان و حشرات علاقهمند شد. استادانش خیلی زود فهمیدند که او استعداد عجیبی در مشاهدهی طبیعت دارد. یکی از استادانش به نام جان هنزلو (John Henslow) که گیاهشناس بود، نقش مهمی در آیندهی داروین داشت — او بود که بعداً داروین را برای سفر علمی با کشتی بیگل (HMS Beagle) معرفی کرد.
سفر بیگل زندگی داروین را کاملاً تغییر داد. او در این سفر پنجساله، با دیدن تنوع شگفتانگیز جانداران در نقاط مختلف دنیا، از یک جوان مذهبی و کنجکاو به دانشمندی شکاک و جستوجوگر تبدیل شد.
در نتیجه، داروین از کشیشی که قرار بود در کلیسای کوچکی خدمت کند، تبدیل شد به پایهگذار علم تکامل زیستی — یکی از بزرگترین تغییر مسیرهای تاریخ علم!

برخلاف داروین، همسرش بسیار مذهبی بود!
چارلز داروین با اِما وِجوود (Emma Wedgwood) ازدواج کرد؛ زنی بسیار مذهبی و مهربان. اِما از خانوادهای مذهبی میاومد و ایمان قوی به خدا و زندگی پس از مرگ داشت، در حالی که داروین بعد از سالها تحقیق، به شک و تردید دربارهی باورهای دینی رسید.
داروین خیلی اِما رو دوست داشت و نگران بود که نظریهی تکاملش باعث ناراحتی یا رنج روحی او بشه. خودش در نامههاش نوشته بود که از این بابت «احساس گناه» میکنه.
او حتی گفته بود:
«نمیخواهم نوشتههایم باعث شود اِما از من دور شود یا ایمانش را از دست بدهد.»
